کد خبر 90844
۵ آذر ۱۳۹۰ - ۰۰:۰۰

گریه امیرالمومنین (ع) در مظلومیت ابوذر

گریه امیرالمومنین (ع) در مظلومیت ابوذر

تهران _ حیات زمانی که خبر تبعید ابوذر به امیرالمومنین(ع) رسید؛ آن قدر گریست که محاسن شریفش از اشک چشم مبارک خیس شد و فرمود "آیا با صحابی رسول خدا (ص) چنین می کنند؟ انا لله و اناالیه راجعون."گریه امیرالمومنین (ع) در مظلومیت ابوذر در آخر ذیحجه سال 32 هجری ابوذر غفاری صحابی پیامبر خدا (ص) که به دلیل تبلیغ دین خدا و امر به معروف به منطقه ربذه تبعید شده بود؛ در غربت و تنهایی، در کنار همسر و فرزندش چشم از دنیا فروبست. ابوذر به عنوان سومین یا چهارمین و یا به قولی پنجمین کسی بود که به اسلام ایمان آورد و سپس به قبیله خود بازگشت. به همین دلیل در جنگ های بدر، احد و خندق حضور نداشت و پس از این سه جنگ به خدمت پیامبر (ص) رسید و از یاران نزدیک آن حضرت بود. مکان و منزلت ابوذر در نزد پیامبر(ص) به حدی بود که آن حضرت او را "صدیق امت" و شبیه عیسی بن مریم (ع) در زهد می دانست و اخبار خاصه و عامه استفاده می شود که بعد از مقام معصومین (ع) در میان صحابه کسی به جلالت و رفعت "سلمان فارسی" و "ابوذر غفاری" و "مقداد" نبوده است. ابوذر در دوران خلافت عثمان در شام به سر می برد و دنیاپرستی و ظلم معاویه را از نزدیک می دید و نمی توانست ساکت باشد لذا زبان به توبیخ و سرزنش معاویه گشود و مردم را به ولایت خلیفه بر حق پیامبر (ص) یعنی امیرالمومنین (ع) فراخواند و مناقب آن حضرت را برای اهل شام بیان کرد؛ به گونه ای که بسیاری از مردم آن منطقه را به تشیع علاقمند گردانید. معاویه احوال ابوذر را به عثمان گزارش داد و عثمان نیز در پاسخ او نوشت که ابوذر را بر مرکبی تندرو همراه با راهنمایی تندخو با شتاب به سوی مدینه روانه کند. معاویه ابوذر را که پیرمردی لاغر و بلند قد بود به ترتیبی که عثمان گفته بود روانه مدینه کرد و زمانی که ابوذر به مدینه رسید؛ از شدت طولانی بودن راه و بی جهازی شتر، ران هایش خونی شده بود و با بدنی کبود بر عثمان وارد شد که عثمان نیز به او جسارت ها کرد و به کسی که رسول خدا (ص) او را رستگو خطاب کرده بود؛ نسبت دروغگویی داد. سرانجام عثمان دستور تبعید ابوذر را به ربذه صادر کرد و اعلام کرد که او حق ندارد احکام دین را برای مردم بیان کند و هنگام خروج از مدینه نیز کسی حق ندارد او را همراهی کند یا با او سخن گوید. زمانی که ابن خبر به امیرالمومنین (ع) رسید؛ آن حضرت آن قدر گریست که محاسن شریفش از اشک چشم مبارک خیس شد و فرمود "آیا با صحابی رسول خدا (ص) چنین می کنند؟ انا لله و انا الیه راجعون" سپس حضرت علی (ع) همراه دو نور دیده خود یعنی امام حسن و امام حسین (ع)، عقیل و عمار یاسر به همراهی و مشایعت ابوذر رفتند و هر یک ابوذر را با کلماتی دلداری می دادند و هرچند "مروان بن حکم" تلاش کرد تا مانع همراهی آنان شود ولی امیرالمومنین (ع) او را دور کردند. ابوذر به همراه خانواده خود به ربذه رفت و خبر وفات خود را نیز که پیامبر خدا (ص) هنگام بازگشت از تبوک به او فرموده بود؛ به دخترش خبر داد. این صحابی راستگوی پیامبر (ص) در آنجا وفات کرد و بعد از رحلت ابوذر، کاروانی از عراق آمد و "عبدالله بن مسعود" بر او نماز خواند و به دست "مالک اشتر" به خاک سپرده شد. رسول خدا (ص) درباره ابوذر فرمود: رحمت خداوند بر تو باد ای ابوذر! به راستی که تو تنها زندگی می کنی؛ تنها می میری؛ تنها برانگیخته می شوی و تنها وارد بهشت خواهی شد. سعادتمند و رستگارند مردمی که غسل و کفن و دفن تو را به عهده می گیرند. پایان پیام

برچسب‌ها